عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
19
منتخب التواريخ ( فارسى )
رقعهاى هنگام وداع نوشته بود ، فرد : ديدهء سعدىّ و دل همراه تست * تا نپندارى كه تنها مىروى وفاتش در سنهء ( 1002 ) اثنى و الف بود . سيد تاج الدين از خلفاى شيخ محمد غوث است ؛ صاحب دعوت اسما بود و در رياضت و فقر و توكّل شأنى داشت و صاحب بذل و ايثار بود در لكهنو آمده بود و خيلى از مردم شرف صحبت او دريافته ، رتبهء ارشاد يافتند و همانجا درگذشت . شيخ محمد قلندر لكهنوى اوايل حال در زمان سلطان ابراهيم لودى به سپاهگرى اشتغال داشت . در وقت فتح بابر پادشاه ، هند را ترك آن وادى نموده شيوهء فقر و نامرادى گزيد و به شيخ بهلول ارادت آورده به عبادت و رياضت قيام نمود و دعوت چند اسمى از اسماء الله از پير تلقين يافت و در باغى كه اكثر نهالهاى آن را خود نشانده بود عزلت اختيار نموده در خروج و دخول در خانههاى مردم بر روى خويش بسته بود . مىگفتند كه سى سال بيش است كه غذاى او از شير صرف است و به حبوبات و اطعمهء ديگر كارى ندارد . روزى محمد حسين خان به ديدن او رفت و فقير نيز همراه بودم . گربهاى به نزديك شيخ آمده فريادى حزين مىكرد . گفت : اين گربه فرياد دارد كه هم اوقات خود و هم صاحب منزل به غارت برديد كه به مالا يعنى صرف كرديد و در حضور دل تفرقه انداختيد . شيخ نظام نارنولى نارنول از بلاد مشهور هندوستان است اگرچه مريد شيخ خانون است از سلسلهء چشتيّه كه در قلعهء گواليار توطّن داشته ، اما اظهار كثرت استفاضه و تربيت و خلافت از برادر بزرگ خويش شيخ اسماعيل نام مىكرد . او صوفى صاحب ذوق و غالب شوق و مظهر بسط و بر احوال اهل عزلت و اصحاب خانقاه به غايت مطّلع و صاحب تصرّف بود . فقير